العلامة المجلسي
967
حياة القلوب ( فارسي )
اين بود : « سبحان من الجم الجنّ بكلماته » « 1 » يعنى « منزّه است خداوندى كه لجام كرد جنّيان را به كلمات خود » يعنى مسخّر گردانيد ايشان را به نامهاى بزرگ خود يا به فرمان واجب الاذعان خود . ودر حديث معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه : شبى بعد از خفتن ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام از خانه بيرون آمدند وآهسته مىفرمودند : امام شما بسوى شما بيرون آمده است وپيراهن آدم عليه السّلام را پوشيده است ودر دست اوست انگشتر سليمان وعصاي موسى « 2 » . ودر روايت ديگر وارد شده است : روزى حضرت سليمان با آن شوكت خود گذشت بر عابدى از عبّاد بني إسرائيل ، آن عابد گفت : واللّه اى پسر داود ! خدا به تو پادشاهى عظيمى عطا كرده است . پس باد آن صدا را به گوش سليمان رسانيد ، سليمان در جواب أو گفت : واللّه كه يك تسبيح در صحيفهء مؤمن بهتر است از آنچه خدا به پسر داود داده است ، زيرا كه آنچه به أو داده است برطرف مىشود وثواب آن تسبيح هميشه باقي است « 3 » . روايت كردهاند كه : چون صبح مىشد سليمان عليه السّلام نظر مىكرد به روهاى مردم واز توانگران واشراف مىگذشت ، چون به مساكين مىرسيد با ايشان مىنشست ومىگفت : مسكينى با مساكين نشسته است « 4 » ! وبا آن پادشاهى كه داشت ، جامهء موئين مىپوشيد ، چون شب مىشد دستهاى خود را به گردن خود مىبست وتا صبح برپا ايستاده بود ومىگريست ، وخوراك أو از زنبيلى بود كه به دست خود مىبافت ومىفروخت ، وپادشاهى را براي آن طلبيد كه بر پادشاهان كافر
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 55 ؛ امالى شيخ صدوق 370 ؛ مكارم الأخلاق 90 . ( 2 ) . كافى 1 / 231 ؛ بصائر الدرجات 178 و 188 . ( 3 ) . تنبيه الخواطر 137 . ( 4 ) . تنبيه الخواطر 211 .